صفحات

۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه

پاره های اندیشه-16؛ مطالعه


پاره های اندیشه-16
مطالعه
با حوصله و علاقه مطالعه کن و آسودگی خاطر را به دست آر. با علاقه مطالعه کن، زیرا مطالعه درِ همۀ نیکی ها را به روی تو باز می کند. با علاقه مطالعه کن تا بدانی چگونه می توان از این راه به نیک بختی رسید. با علاقه مطالعه کن، تا خودت را بشناسی و متوجه شوی اگر کسی به این مرحله برسد، چیزی گران بها و پر ارزش پیدا کرده است
ریچارد دوبری(متوفی به سال 1345 میلادی)، فیلوبییلون یا عشق به کتاب؛ به نقل از برگی له وو، کتابی برای کتاب، ترجمه پرویز شهریاری، تهران، نشر توسعه، 1370، ص93.

۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

پاره های اندیشه-15؛ افلاطون و قیاس سیاست و با پزشکی


پاره های اندیشه-15
افلاطون و قیاس سیاست و با پزشکی
افلاطون در مواردی در رساله های خود، به ویژه در دور رسالۀ جمهور و نوامیس رایزنی در سیاست را با مشاورۀ پزشکی مقایسه کرده و نتایج مهمی برای فلسفۀ سیاسی گرفته است/ رایزنی شالودۀ مناسبات شهروندی یا سیاست به معنای دقیق کلمه است، زیرا در قلمرو سیاست، اصل آزادی و برابری افراد است، کسی بر کسی ولایت ندارد و، بنابراین، اِعمال خشونت در سیاست برای اصلاح امور شهر نقض غرضی بیش نیست. افلاطون مثال مشاورۀ پزشکی را از این حیث به تأکید می آورد که تا زمانی که بیماری تصمیم به درمان درد خود نگرفته باشد، پزشک نمی تواند او را مجبور به پیروی از دستورهای خود کند. قلمرو مناسبات شهروندی، یا سیاست، گسترۀ برابری و آزادی است و جز محجوران واقعی کسی را نمی توان محجور به شمار آورد.
به نقل از: دکتر جواد طباطبایی، زوال اندیشۀ سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران (نسخۀ نهایی)، تهران، (نشر الکترونیک نویسنده)، 1389، ص84.

۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

پاره های اندیشه-14؛ قیاسی میان شرق و غرب...


پاره های اندیشه-14
قیاسی میان شرق و غرب...
در مقایسه‏ای میان فرزانگی سیاسی در اقوام خاورزمین و فلسفۀ یونانی، می‏توان گفت که آن فرزانگی از محدودۀ بیان سخنان حکمت‏آموزی دربارۀ بهترین شیوۀ فرمان‏روایی، که، در واقع، اندرزهایی برای عمل به فضیلت و نیل به سعادت بود، فراتر نرفت. این اندرزهای فرزانگان از سنخ مأثورات پیامبران بود و نسبتی با بحث‏های خردورزانۀ فیلسوفان نداشت؛ بدین سان، بحث دربارۀ مضمون اندرزها و مناقشه بر گویندۀ آن‏ها امکان نداشت، بلکه کسانی که اندرزها خطاب به آنان بیان می‏شد، تنها می‏توانستند آن‏ها بپذیرند و به آن‏ها عمل کنند.
به نقل از: دکتر جواد طباطبایی، زوال اندیشۀ سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران (نسخۀ نهایی)، تهران، (نشر الکترونیک نویسنده)، 1389، ص71.

۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه

پاره های اندیشه-13؛ دموکراسی یونانی


پاره های اندیشه-13
دموکراسی یونانی
شیوۀ فرمان‏روایی آتنی از این حیث «دموکراسی» نامیده می‏شد که حاکمیت از «انبوه مردم ناشی می‏شد و نه از شمار اندکی از آنان» و نیز در اختلاف‏هایی میان شهروندان «قانون سهم برابر هر یک را معین می‏کرد». در این نظام سیاسی «شایستگی ملاک تصدی مناصب بود و نه وابستگی به یکی از گروه‏های» ذی‏نفوذ شهر، هم‏چنان‏که هیچ فردی به سبب پایین بودن پایگاه اجتماعی خود از خدمت به شهر محروم نمی‏شد و چنان تعادلی میان امور عمومی و خصوصی برقرار بود که هر شهروندی می‏توانست «به کارهای خود رسیدگی کند و به کارهای شهر نیز بپردازد» و آن‏که «به عنوان شهروند در ادارۀ امور شهر شرکت نمی‏کرد»، مردی بی‏مصرف خوانده می‏شد.
به نقل از: دکتر جواد طباطبایی، زوال اندیشۀ سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران (نسخۀ نهایی)، تهران، (نشر الکترونیک نویسنده)، 1389، ص50.

۱۳۹۱ مرداد ۱۵, یکشنبه

پاره های اندیشه-12؛ دربارۀ معنای دولت....


پاره های اندیشه-12
دربارۀ معنای دولت....
پس آشکار است که دولت صرفاً از اشتراک محل به منظور جلوگیری از آسیب متقابل و پیشبرد دادوستد درست نمی‏شود. این امور به ضرورت باید باشند اگر بناست دولت وجود داشته باشد؛ ولی حتی با بودن همۀ این امور، باز هم فقط به این دلیل دولت به وجود نمی‏آید. دولت به معنای سهیم بودن خانوارها و خاندان‏ها در نیک‏زیستی به منظور بهره‏مندی از زندگی سرشار و خودبسنده است.
سیاست ارسطو به نقل از: مارتا نوسباوم، ارسطو، ترجمه عزت‏الله فولادوند، تهران، انتشارات طرح نو، 1380، ص123.

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

پاره هایی از تاریخ معاصر ایران 5؛ ما و میراث مشروطیت


پاره هایی از تاریخ معاصر ایران 5
ما و میراث مشروطیت
در یک صد و ششمین سالگرد انقلاب مشروطیت، طرح موضوعی که بتواند در خورِ این روز بزرگ در تاریخ ایران باشد سخنی دشوار است، چرا که در تجلیل و تحلیل از مشروطه بسیار گفته و نوشته اند، و این که چه می توان در این زمینه گفت که به کار امروز بیاید شاید سخت تر، و این خود البته، می تواند مسئله ای باشد که مشروطیت، که به اعتقاد بسیاری نقطۀ عطف تاریخ معاصر ایران بوده است، برای امروز ایرانیان چه دارد و چگونه می توان از میراث آن بهره برد. این سخن باید به این نحو به میان آید که در نظر و عمل مشروطیت در کجای دنیای امروز قرار دارد. این پرسش و نوع پاسخ به آن در میان افراد و گروه های مختلف فکری و سیاسی می تواند نوع نگاه شان را به سیاست، فکر جدید و عمل سیاسی نشان دهد.
پی گیری تجربۀ مشروطیت برای ایران امروز از آن رو اهمیت دارد که این جنبش، به دنبال دهه هایی که از آشنایی ایرانیان با اندئیشه های جدید می گذشت، اصلی ترین، مهم ترین و تأثیرگذارترین تجربۀ عملی آن ها بود زیرا روح تجددخواهی در ایران عصر قاجار را باید در "قانون خواهی" و روح "قانون خواهی" را باید در "مشروطه خواهی" دید و شناخت. از این رو نمی توان به تجربۀ ایرانی از تجدد بی اعتنا بود و آن را از زاویۀ مشروطه ندید، چرا که تجددخواهی و توسعه و نوسازی در جامعۀ ایرانی در عصر جدید بیش از همه خود را در تجربۀ مشروطه خواهی نشان دارد و آن چه در پیش و پس آن آمد هرگز نتوانست به خوبی جنبش مشروطه خواهی خود را نمایندۀ روح زمانۀ خود نشان دهد.
باری، تجربۀ مشروطیت، را بیش از همه باید از دید تجددخواهی و قانون خواهی دید، مسئله ای که علی رغم نزدیک به یک صد و ده سال از گذشتن از آن هنوز به عنوان موضوعی اصلی در میان ایرانیان مورد توجه است، اگرچه سخن دربارۀ ان زیاد گفته شده است، اما هنوز حرف نهایی دربارۀ این دوران و تجربۀ پیرامون آن زده نشده و اجماعی میان اهل فکر و عمل دربارۀ آن وجود ندارد. و هنوز ایرانیان یکی از اصلی ترین خواسته هایشان را در گسترش قانون خواهی و حکومت قانون می دانند. این خود یکی از مهم ترین دلایلی است که باید در راه بازخوانی مشروطیت از این دیدگاه بیش از پیش همت گذاشت و با نگاهی نو، و در روزگاری جدید، به تجربۀ مشروطه نگریست، شاید برای گره کوری که این روزها گریبان جامعۀ ایرانی را گرفته راهی باز شود.....

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

پاره های اندیشه-11؛ فلسفه...


پاره های اندیشه-11
فلسفه...
سقراط به پیر کریتو گفت:
«نگرانِ آن مباش که استادان فلسفه خوب اند یا نه، بلکه تنها به فلسفه بیاندیش. بکوش تا آن را به خوبی وارسی کنی و دریابی؛ اگر آن را بد یافتی بکوش تا مردمان را از آن رویگردانی؛ اما اگر آن چنان بود که به اعتقاد من هست در آن صورت از آن پیروی و بدان خدمت کن و دلشاد باش»
به نقل از: دکتر حسین بشیریه، دولت عقل، مؤسسۀ نشر علوم نوین، ص3.